تبلیغات
گل باغ آشنایی To fall in love To laugh until it hurts your stomach ... آن گاه خورشید سرد شد، و برکت از زمین ها رفت، و سبزه ها به صحرا خشکیدند، و ماهیان به دریا ها خشکیدند، و خاک مردگانش را زان پس به خود نپذیرفت. شب در تمام پنجره های پریده رنگ مانند یک تصور مشکوک پیوسته در تراکم و طغیان بود. ... فروغ فرخزاد. سخت آشفته و غمگین بودم و به خود می گفتم! "بچه ها تنبل و بی تربیت اند دست کم می گیرند درس و مشق خود را" "باید امروز یکی را بزنم ،اخم کنم ، هیچ نخندم اصلاًَ " "تا بترسند از من و حسابی ببرند " خط کشی آوردم در هوا چرخاندم چشم ها در پی چوب تنبیه ، هر طرف می چرخید مشق ها را بگذارید جلو ، زود معطل نکنید اولی ، کامل بود ، خوب دومی بدخط بود بر سرش داد زدم سومی می لرزید خوب گیر آوردم صید در دام افتاد و به چنگ آمد زود دفتر مشق حسن گم شده بود!؟ اینطرف آنطرف نیمکتش را می گشت تو کجایی بچه ؟ بعله آقا اینجا پاک تنبل شده ای بچه ی بد به خدا دفتر من گم شده آقا همه شاهد هستند ، نوشتیم آقا باز کن دستت را خط کشم بالا رفت خواستم بر کف دستش بزنم او تقلایی کرد چون نگاهش کردم گوشه ی صورت او قرمز بود هقی هقی کرد و ساکت شد همچو شمعی آرام اشک بر صورت او جاری شد. ناگهان حمدالله به کناری خم شد. زیر یک میز کنار دیوار دفتری یافت و گفت آقا این دفتر مشق حسن است. چون نگاهش کردم خوش خط و کامل بود. غرق اندوه و تأثر گشتم جای آن چوب ستم بر دلم آتش زد. سرخی صورت او به کبودی گروید. صبح فردا دیدم که حسن با پدرش و یه مردی دیگر سوی من می آیند. خجل و دل نگران منتظر ماندم من تا که حرفی بزنند.... شکوه ای یا گله ای یا که دعوا بکنند پدرش بعد سلام سوی من امد و گفت: لطف فرموده حسن را بسپارید به ما گفتمش : چی شده آقا رحمان گفت : این خنگ خدا وقتی از مدرسه بر می گشته بر زمین افتاده بچه ی سر به هوا یا که دعوا کرده . زیر چشمش به کنار ابرو متورم شده است درد سختی دارد. می بریمش دکتر. چشمم افتاد به چشم حسنک غرق اندوه و خجالت گشتم عاملش من بودم لیک این کودک خرد و کوچک بی کتاب و دفتر این چنین درس بزرگی می داد. من چه کوچک بودم او چه اندازه بزرگ،به پدر نیز نگفت آنچه من از سر خشم بر سرش آوردم. بعد از آن هم دیگر در کلاس درسم نه یکی بدخط بود نه کسی بیچاره،همه فعال شدند درس هارا خواندند او به یاد آورد مرا این کلام از مولا که به هنگامه ی خشم نه به فکرم تصمیم نه به لب دستوری نه کنم تنبیهی یا چرا اصلأ عصبانی باشم من با محبت شاید گرهی بگشاید با خشونت هرگز با خشونت هرگز کاش!!! كاش قلبم درد پنهانی نداشت
نقش مهربانی و محبت در رابطه بین زن و شوهر در ارتباط مرد و زن تنها اقناع غریزه جنسی مطرح نیست؛ بلکه مسأله وحدت، یگانگی و اتحاد روحی بین آن ها بالاتر است و در واقع همین " بالاتر " مطرح است. قرآن کریم تعبیری دارد می فرماید: «و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها و جعل بینکم مودش و رحمة ان فی ذلک لآیات لقوم یتفکرون؛ و از نشانه های او این که از خودتان همسرانی برای شما آفرید تا در کنارشان آرام گیرید و میانتان دوستی و مهربانی نهاد» (روم/21). آری در این نعمت برای مردمی که می اندیشند نشانه هایی است. در رابطه زوجین مودت و رحمت را مطرح می کند. مودت و رحمت غیر از شهوت است. خداوند میان شما وداد و مهربانی قرار داد. وداد و مهربانی یعنی یگانگی. نمی گوید خداست که شما را طوری قرار داد که شهوت زن به وسیله مرد و شهوت مرد به وسیله زن اقناع شود، آن، جنبه حیوانی قضیه است. شک ندارد که آن هست ولی آن جنبه اساسی که پایه زوجیت است آن است که " وداد و رحمت " گفته می شود و مولوی چقدر عالی همین آیه را تفسیر کرده است! می گوید شهوت از جنبه حیوانی است، رحمت وداد است که جنبه انسانی هم دارد و بعد می گوید به همین دلیل است که همیشه زنها بر مردها غالبند. عملا زن بر مرد غالب است چون مرد محکوم مودت و رحمتی است که به زن باید داشته باشد. خیلی عالی و عجیب این حرف رامی زند! اجازه هست ؟ گناه من چیست که تو را دوست دارم! بنام فرشته مهربانیها منوچهر آتشی
دختر جوانی چند روز قبل از عروسی آبله سختی گرفت و بستری شد.![]()
مه من نقاب بگشا زجمال کبریایی
که بتان فروگذارند اساس خودنمایی
شده انتظارم از حد چه شود که رخ نمایی
ز دو دیده خون فشانم ز غمت شب جدایی
چه کنم که هست اینها گل باغ آشنایی
چه کسم، چه کاره ام من که رسم به عاشقانت
شرف است انکه بوسم قدم ملازمانت
به کمین استخوانی که همی خورم ز خوانت
همه شب نهاده ام رو چو سگان بر آستانت
که رقیب در نیاید به بهانه ی گدایی
چو بنای کار عاشق، همه سوز و ساز دیدم
ز جهانیان گروهی به ره حجاز دیدم
ره عشق را یکسر به نیاز و ناز دیدم
چو به عشق غرق گشتم همه پاکباز دیدم
چو به صومعه رسیدم همه زاهد ریایی
دم صبح گشت ما را به فضای باغ مسکن
به خیال آنکه دلخوش شوم از چنین نشیمن
که بگفت عندلیبی به هزار ناله با من
سر وصل گل ندارم ز چه رو روم به گلشن
که شنیده ام ز گلها همه بوی بی وفایی
شیخ بهایی
نوشته شده در دوشنبه 4 آبان 1388 ، ساعت 09:50 ب.ظ![]()
عاشق شدن
آنقدر بخندی که دلت درد بگیره
To find mails by the thousands when you return from a vacation.
بعد از اینکه از مسافرت برگشتی ببینی هزار تا نامه داری
To go for a vacation to some pretty place.
برای مسافرت به یک جای خوشگل بری
To listen to your favorite song in the radio.
به آهنگ مورد علاقت از رادیو گوش بدی
To go to bed and to listen while it rains outside.
به رختخواب بری و به صدای بارش بارون گوش بدی
To leave the Shower and find that the towel is warm
از حموم که اومدی بیرون ببینی حو له ات گرمه !
To clear your last exam.
آخرین امتحانت رو پاس کنی
To receive a call from someone, you don't see a lot, but you want to.
کسی که معمولا زیاد نمیبینیش ولی دلت میخواد ببینیش بهت تلفن کنه
To find money in a pant that you haven't used since last year.
توی شلواری که تو سال گذشته ازش استفاده نمیکردی پول پیدا کنی
To laugh at yourself looking at mirror, making faces.
برای خودت تو آینه شکلک در بیاری و بهش بخندی !!!
Calls at midnight that last for hours.
تلفن نیمه شب داشته باشی که ساعتها هم طول بکشه
To laugh without a reason.
بدون دلیل بخندی
To accidentally hear somebody say something good about you.
بطور تصادفی بشنوی که یک نفر داره از شما تعریف میکنه
To wake up and realize it is still possible to sleep for a couple of hours.
از خواب پاشی و ببینی که چند ساعت دیگه هم میتونی بخوابی !
To hear a song that makes you remember a special person.
آهنگی رو گوش کنی که شخص خاصی رو به یاد شما مییاره
To be part of a team.
عضو یک تیم باشی
To watch the sunset from the hill top.
از بالای تپه به غروب خورشید نگاه کنی
To make new friends.
دوستای جدید پیدا کنی
To feel butterflies! In the stomach every time that you see that person.
وقتی "اونو" میبینی دلت هری بریزه پایین !
To pass time with your best friends.
لحظات خوبی رو با دوستانت سپری کنی
To see people that you like, feeling happy
کسانی رو که دوستشون داری رو خوشحال ببینی
See an old friend again and to feel that the things have not changed.
یه دوست قدیمی رو دوباره ببینید و ببینید که فرقی نکرده
To take an evening walk along the beach.
عصر که شد کنار ساحل قدم بزنی
To have somebody tell you that he/she loves you.
یکی رو داشته باشی که بدونید دوستت داره
remembering stupid things done with stupid friends. To laugh .......laugh. ........and laugh ......
یادت بیاد که دوستای احمقت چه کارهای احمقانه ای کردند و بخندی و بخندی و ....... باز هم بخندی
These are the best moments of life....
اینها بهترین لحظههای زندگی هستند
Let us learn to cherish them.
قدرشون روبدونیم
"Life is not a problem to be solved, but a gift to be enjoyed"
زندگی یک هدیه است که باید ازش لذت برد نه مشکلی که باید حلش کرد
وقتی
زندگی 100 دلیل برای گریه كردن
به تو نشان میده
تو 1000 دلیل برای خندیدن
به اون نشون بده.
(چارلی چاپلین)
نوشته شده در سه شنبه 21 مهر 1388 ، ساعت 04:19 ب.ظ![]()
نوشته شده در دوشنبه 13 مهر 1388 ، ساعت 06:26 ب.ظ![]()
نوشته شده در جمعه 23 مرداد 1388 ، ساعت 12:08 ب.ظ![]()
چهره ام هرگز پریشانی نداشت
كاش برگه های آخر تقویم عشق ،
خبر از یك روز بارانی نداشت
كاش می شد راه سخت عشق را
بی خطر پیمود و قربانی نداشت
كاش میشد عشق را تفسیر كرد
دست و پای عشق را زنجیر كرد
كاش یا رب آشنایی ها نبود
اگر از جانب معشوقه نباشد کششی
کوشش عاشق بی چاره به جایی نرسد
نوشته شده در سه شنبه 20 مرداد 1388 ، ساعت 10:18 ق.ظ![]()

خداوند در این آیه می فرماید: یکی از نشانه هاى خدا این است كه از جنس خودتان همسرانى براى شما آفرید تا در كنار آنها آرامش بیابید". و از آنجا كه ادامه این پیوند در میان همسران خصوصا، و در میان همه انسانها عموما، نیاز به یك جاذبه و كشش قلبى و روحانى دارد به دنبال آن اضافه مى كند: " و در میان شما مودت و رحمت آفرید" (وَ جَعَلَ بَیْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً) و در پایان آیه براى تاكید بیشتر مى فرماید: " در این امور نشانه هایى است براى افرادى كه تفكر مى كنند". جالب اینكه قرآن در این آیه هدف ازدواج را سكونت و آرامش قرار داده است، و با تعبیر پر معنى" لتسكنوا" مسائل بسیارى را بیان كرده و نظیر این تعبیر در آیه 189 سوره اعراف نیز آمده است. به راستى وجود همسران با این ویژگیها براى انسانها كه مایه آرامش زندگى آنها است یكى از مواهب بزرگ الهى محسوب مى شود.
این آرامش از اینجا ناشى مى شود كه این دو جنس مكمل یكدیگر و مایه شكوفایى و نشاط و پرورش یكدیگر مى باشند بطورى كه هر یك بدون دیگرى ناقص است و طبیعى است كه میان یك موجود و مكمل وجود او چنین جاذبه نیرومندى وجود داشته باشد و از اینجا مى توان نتیجه گرفت آنها كه پشت پا به این سنت الهى مى زنند وجود ناقصى دارند، چرا كه یك مرحله تكاملى آنها متوقف شده (مگر آنكه به راستى شرائط خاص و ضرورتى ایجاب تجرد كند). به هر حال این آرامش و سكونت هم از نظر جسمى است، و هم از نظر روحى هم از جنبه فردى و هم اجتماعى. بیماریهایى كه به خاطر ترك ازدواج براى جسم انسان پیش مى آید قابل انكارنیست. هم چنین عدم تعادل روحى و ناآرامیهاى روانى كه افراد مجرد با آن دست به گریبانند كم و بیش بر همه روشن است.
از نظر اجتماعى افراد مجرد كمتر احساس مسئولیت مى كنند و به همین جهت انتحار و خودكشى در میان مجردان بیشتر دیده مى شود، و جنایات هولناك نیز از آنها بیشتر سرمى زند. هنگامى كه انسان از مرحله تجرد گام به مرحله زندگى خانوادگى مى گذارد شخصیت تازه اى در خود مى یابد، و احساس مسئولیت بیشترى مى كند و این است معنى احساس آرامش در سایه ازدواج. و اما مساله" مودت" و" رحمت" در حقیقت" ملاط" و" چسب" مصالح ساختمانى جامعه انسانى است، چرا كه جامعه از فرد فرد انسانها تشكیل شده همچون ساختمان عظیم و پرشكوهى كه از آجرها و قطعات سنگها تشكیل مى گردد. اگر این افراد پراكنده، و آن اجزاء مختلف، با هم ارتباط و پیوند پیدا نكنند" جامعه" یا" ساختمانى" به وجود نخواهد آمد. آن كس كه انسان را براى زندگى اجتماعى آفریده این پیوند و ربط ضرورى را نیز در جان او ایجاد كرده است. فرق میان" مودت" و" رحمت" ممكن است از جهات مختلفى باشد:
1- " مودت" انگیزه ارتباط در آغاز كار است، اما در پایان كه یكى از دو همسر ممكن است ضعیف و ناتوان گردد و قادر بر خدمتى نباشد" رحمت" جاى آن را مى گیرد.
2- " مودت" در مورد بزرگترها است كه مى توانند نسبت بهم خدمت كنند اما كودكان و فرزندان كوچك در سایه" رحمت" پرورش مى یابند.
3- " مودت" غالبا جنبه متقابل دارد، اما رحمت یك جانبه و ایثارگرانه است، زیرا براى بقاء یك جامعه گاه خدمات متقابل لازم است كه سرچشمه آن مودت است و گاه خدمات بلاعوض كه نیاز به ایثار و " رحمت" دارد.
البته آیه مودت و رحمت را میان دو همسر بیان مى كند ولى این احتمال نیز وجود دارد كه تعبیر"بینكم" اشاره به همه انسانها باشد، كه دو همسر یكى از مصادیق بارز آن محسوب مى شوند، زیرا نه تنها زندگى خانوادگى كه زندگى در كل جامعه انسانى بدون این دو اصل یعنى" مودت" و" رحمت" امكان پذیر نیست، و از میان رفتن این دو پیوند، و حتى ضعف و كمبود آن، مایه هزاران بدبختى و ناراحتى و اضطراب اجتماعى است.
نوشته شده در دوشنبه 5 مرداد 1388 ، ساعت 08:24 ب.ظ![]()
اجازه هست عشق تو رو تو کوچه ها داد بزنم؟
رو پشت بوم خونه ها اسمتو فریاد بزنم؟
اجازه هست مردم شهر، قصه ی ما رو بدونن؟
اسم منو، عشق تو رو، توی کتابا بخونن؟
اجازه هست که قلبمو برات چراغونی کنم؟
پیش نگاه عاشقت، چشمامو قربونی کنم؟
اجازه میدی تا سر بزارم رو شونه هات؟
روزی هزار و صد دفه، بگم که می میرم برات
اجازه میدی به همه بگم که تو مال منی؟
ستارتم اینو میگه، که تو، تو اقبال منی
اجازه هست عکس تو رو، رو صورت ماه بزنم؟
طلسم قصه هامونو، با داشتن تو بشکنم؟
اجازه میدی قصه هام با عشق تو جون بگیره؟
چشمای عاشقم واست روزی هزار بار بمیره؟
اجازه میدی واسه تو قصه طلایی بسازم؟
با یه صدای مخملی برات لالایی بسازم؟
اجازه هست با بال تو پر بزنیم، بریم بهشت؟
کاش نزاریم برنده شه، تو بازی ما، سرنوشت
اجازه میدی که بگم، من ما تو، تو مال من؟
من از تو خواهش می کنم که زیر وعده هات نزن
اجازه ی تو، دست تو، اجازه ی من، دست تو
خنده ی من خنده تو، شکست من شکست تو
نوشته شده در دوشنبه 5 مرداد 1388 ، ساعت 10:24 ق.ظ![]()
بگذار اعتراف كنم كه تنها در پناه چشمان توست كه هر لحظه به زندگی امیدوار می شوم...
پس تو را به لطافت لاله ها و مظلومیت شقایق ها سوگند می دهم
كه مرهم نگاهت را از دل زخمی من دریغ مدار...
دلم می خواست اشك بودم و ازگوشه چشمانت مستقیما پایین می آمدم
وبه مژگانت می نشستم و سپس روی گونه هایت جاری می شدم و به روی لبهایت می مردم.
چشم وقتی زیباست كه اشك بریزد ...
اشك وقتی زیباست كه برای عشق باشد...
عشق وقتی زیباست كه برای تو باشد ...
و تو وقتی زیبایی كه برای من باشی...
بی تو گلی هستم بی گلبرگ…
شمعی بی شعله...
كویری سوزناک...
خنده ای بی صدا...
زنده ای بی روح...
روحی بی احساس...
و سرانجام نقطه ای هستم بی نشان در دریای پر تلاطم زندگی...
با همه این وجود برای همیشه می گویم دوستت دارم
قلب مرا باور كن
نوشته شده در سه شنبه 30 تیر 1388 ، ساعت 10:02 ق.ظ![]()
با آنکه پشت پنجره خواندم
ای مهربانی تو
آبادی آفرین تر از آب
از خاک من
ای ابر! ای ترانه پای اجاق ها
همراه ساز قلیان شب های خستگی
شب های انتظارم
تا صبح پای پنجره ماندن
خواندن
تا صبح سوی دورترین پاره ابر
ای ابر مهربانی ! ای مهربانترین ابر
می بینمت به حاشیه ی آسمان هنوز
در کاره چاره سازی این خاک شوربخت
فریاد می کشی
چادراکشان از این کوه
تا کوه دوردست
و گیسوان سوخته ات را می بینم
از ریگ داغ بادیه روییده است
دیدی که سوختم
دیدم که سوختی
دیدی که بند بند من از تشنگی گسست
دیدم که چشم سرخ تو رگبار گریه را
لغزیده پشت دست
با آنکه پای پنجره ماندم تا صبح
با آنکه پشت پنجره خواندی
نوشته شده در چهارشنبه 24 تیر 1388 ، ساعت 06:46 ب.ظ![]()

نامزد وی به عیادتش رفت و در میان صحبتهایش از درد چشم خود نالید.
بیماری زن شدت گرفت و آبله تمام صورتش را پوشاند.
مرد جوان عصا زنان به عیادت نامزدش می رفت و از درد چشم می نالید.
موعد عروسی فرا رسید.
زن نگران صورت خود که آبله آنرا از شکل انداخته بود و شوهرهم که کور شده بود.
همه مردم می گفتند چه خوب عروس نازیبا همان بهتر که شوهرش نابینا باشد.
20سال بعد از ازدواج زن از دنیا رفت،
مرد عصایش را کنار گذاشت و چشمانش را گشود..
همه تعجب کردند.
مرد گفت: "من کاری جز شرط عشق را به جا نیاوردم."
نوشته شده در دوشنبه 22 تیر 1388 ، ساعت 03:55 ب.ظ
sms
دانلود فیلم سینمایی زیبای ایرانی به نام «به روح پدرم»
بزرگترین اتوبوس دنیا
Yaser Mahmudi - Dige Hishkio Nadaram
Farzad Farzin - Parsehaye Baroon
Ali AbdolMaleki - Yani Doosam Nadashti
بزرگترین ساختمان اداری جهان
آهنگ جدید و فوق العاده زیبا و شنیدنی شادمهر عقیلی به نام آزادی با 3 كیفیت متفاوت ...
آلبوم جدید و فوق العاده زیبای بهنام علمشاهی با نام"دیگه قهرم با چشات" با کیفیت اورجینال
آلبوم جدید و فوق العاده زیبای محسن چاوشی با نام"ژاکت"با كیفیت اورجینال
آلبوم فوق العاده زیبای امیر نعمتی به نام اتفاق
چگونه کتابها را ترمیم کنیم؟
برنامه تبدیل واحد نسخه 2.0
ثبت سایت یا وبلاگ تو 140 چستجوگر معروف دنیا
This Template Created by Reza Fuladpanjeh




